خرید بک لینک

خیلی سخت ،خیلییییییی

از درد دوریت گاهی استخونام تیر میکشه

برچسب: نویسنده: ایلیا عباسی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 2:20

از امروز یوگا رو شروع کردمجلسه ی اولش بهم حس خیلی خوبی داد اما نگم از حال بعد و سوال عجیبی که تو ذهنم افتاده بودبعد مدت ها کمی حالم بد شد . . .خیلی میترسم!میترسم حالم بد تر شه و دوز قرص هام دیگه پاسخ

برچسب: نویسنده: ایلیا عباسی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 2:20

روزی که گذشت یعنی سوم بهمن با مریم جان رفیق شفیق و بانمکم!رفتیم فضولی !!!

دمت گرم که اومدی!

تا عقد دائم کسی نشدی عاقلانه باید تلاش کنم!

خدایا کمکم کن

چه حس خوبی داشت محیطی ک با مریم رفتیم ... واقعا خیلی چیزها زنده شد ...

برچسب: نویسنده: ایلیا عباسی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 2:20

داداش عین عزیزمبرادر گلماین روزها دائم در فکرمیتو منو خیلی ازار دادی ن تنها منو خانواده رو خیلی هارو اما من بیش از هر کسی درکت میکنم و گاهی رفتارهاتو ب پای بدبیاری و جبر زمانه میزارم که بر تو وارد کرد

برچسب: نویسنده: ایلیا عباسی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 2:20

حس میکنم دوستم نداری

حس میکنم همه حرفات دروغ و چیز بزرگی گفتی ک نتونم و خودم بدم

چقد دلگیر و دلتنگم

چقد

کاش حقیقتو از ته دلت بخونم و بتونم تصمیم بگیرم

اگه میخوای عاشقانه بجنگم و اگه نه برم واسه خودم بجنگم نه تو

برچسب: نویسنده: ایلیا عباسی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 2:20

خب با اینکه ذهنم درگیر سوال بود ولی خوبمالبته انگار همه چیو دایورت دارم میکنم به تخم پسر نداشتم!!خدایا شکر دوستای شوخی دارم که منو میخندونن !!خداروشکر که مادرم خفنهخداروشکر که خواهرزاده و برادرزاده ی

برچسب: نویسنده: ایلیا عباسی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 2:20

مینا تنها اتفاق قشنگ امروزم دیدن روی ماه تو بودچقد نیاز دارم بهت کاش اینجا بودیمامان خونه بابا بزرگبابا سرجاش!اجی در حرکت ب سمت شهر!و اون دوتا هم زمان آن و آفواقعا دوستم نداشت؟یا داشت؟ چرا رفت؟ کاش هم

برچسب: نویسنده: ایلیا عباسی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 2:20

صفحه بندی